پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

مآشوب صبا! طرهٔ جانانه ما را

زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را

اورنگْ زمین‌، داغْ نگین‌، بی‌کلهی تاجْ

جم رشک برد حشمت شاهانه ما را

دل شد پی زاهد بچه آه که تقدیر

بگشود به مسجد در میخانه ما را

پیش از اثر دیر و حرم زلف تو افکند

بر گردن بت سبحهٔ صد دانه ما را

بی نام و نشانیم به حدی که در این شهر

غم حلقه نکوبد در کاشانه ما را

پیمان شکند آب بقا را به درستی

گر خضر ببوسد لب پیمانه ما را

چرخم نه همین از وطن آواره پسندید

نگذاشت به ما کنج غریبانه ما را

خواب آورد افسانه و بازش نبرد خواب

چشم تو اگر بشنوی افسانه ما را

یغما منم آن سوخته اختر که چراغی

از ننگ نسوزد پر پروانه ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما
  2. شمارهٔ ۲۳در کف طفلان رها کردم دل دیوانه را
  3. شمارهٔ ۲۴طراز خرمی نوشد جمال نوبهاران را
  4. شمارهٔ ۲۵شکستم عهد شیخ خانقه را
  5. شمارهٔ ۲۶در کوی توام جنگ است هر روز به دشمن‌ها
  6. شمارهٔ ۲۷گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آب
  7. شمارهٔ ۲۸خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
  8. شمارهٔ ۲۹به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.