پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما

سینه ای نیست که خالی بود از کینه ما

باغ را برگ طرب نو شده رفتم بپذیر

عذر تقصیر من ای توبه دیرینه ما

کهنه شد وز گرو باده نیامد بیرون

چه جوان دولتی ای خرقه پشمینه ما

جام در قهقهه بیخود شده ترسم گوید

چشم پرهیز به روز شب آدینه ما

کافرم قومی و قومیم مسلمان خوانند

هر که بینی رخ خود دیده در آئینه ما

کند از راز جهان قصه تو گوئی دارد

نسب از کاسه جم جام سفالینه ما

خسروانیم و سرشک و غم و سودا و سکون

تختگاه و کله و لشکر و گنجینه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴طراز خرمی نوشد جمال نوبهاران را
  2. شمارهٔ ۲۵شکستم عهد شیخ خانقه را
  3. شمارهٔ ۲۶در کوی توام جنگ است هر روز به دشمن‌ها
  4. شمارهٔ ۲۷گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آب
  5. شمارهٔ ۲۸خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
  6. شمارهٔ ۲۹به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت
  7. شمارهٔ ۳۰درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست
  8. شمارهٔ ۳۱چهرهٔ دلبر و من گلگون است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.