پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

شد مشتبه ز کعبه به میخانه راه ما

ای خوشتر از هزار یقین اشتباه ما

می در سر و قرابه در آغوش و نام زهد

وا خجلتا که شحنه بر آید ز راه ما

مائیم آن صلاح پرستان که می فروش

برداشت طرح میکده از خانقاه ما

آخر تن ضعیف کشیدم به پای خم

رست از کنار چشمه حیوان گیاه ما

تحریص زاهدان به ثوابم دهد عذاب

یا رب چه بود و چیست ندانم گناه ما

راهم ز گوش بست و به چرخم ستاره سوخت

این بود عاقبت اثر اشک و آه ما

چشمم بگو فتاده کنم فرش راه عشق

باشد مگر که یوسفی افتد به چاه ما

از احتساب شحنه چشمت چو شبروان

در دیده گوشه گوشه گریزد نگاه ما

چشمم به راه صبح شب غم سفید ماند

یا رب کسی مباد به روز سیاه ما

یغما ز اشک و آه رعایای چشم و دل

پیداست داد و داوری پادشاه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳در کف طفلان رها کردم دل دیوانه را
  2. شمارهٔ ۲۴طراز خرمی نوشد جمال نوبهاران را
  3. شمارهٔ ۲۵شکستم عهد شیخ خانقه را
  4. شمارهٔ ۲۶در کوی توام جنگ است هر روز به دشمن‌ها
  5. شمارهٔ ۲۷گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آب
  6. شمارهٔ ۲۸خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
  7. شمارهٔ ۲۹به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت
  8. شمارهٔ ۳۰درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.