پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ز التزام عقل شد دیوانگی حاصل مرا

بعد از این دیوانه خوان، بینی اگر عاقل مرا

بخت میمون بین که چون صیاد سنگین دل مرا

نیم بسمل می‌فروشد می‌خرد قاتل مرا

با دلت کاش ای کمان ابرو بدل گردد دلم

تا زنی پیکان و پیکان نگذرد از دل مرا

خویشتن تا در میان کشتگانش گم کنم

دوستداری کو که از رحمت کند بسمل مرا

در بیابانی شدم ره گم که گوید عقل کل

خضر راهی کو که بنماید ره منزل مرا

آن سوداش پیش لب خال است یا چیز دگر

موشکافی کو که سازد حل این مشکل مرا

گفته‌ای از بهر پاس آستان خواهم سگی

من سگت ای من سگت دانی اگر قابل مرا

تا نگه با خود کنم از شرم عشق و پاس خصم

روبروی خود نشاند یار در محفل مرا

زان مرا بهتر که زاهد خشت مالد بهر خم

گر جهودی بالمثل دارد به کار گل مرا

با تو خواهم گفت یغما لطمهٔ غرقاب عشق

گر محیط اشک ماند رخت بر ساحل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱شد مشتبه ز کعبه به میخانه راه ما
  2. شمارهٔ ۲۲سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما
  3. شمارهٔ ۲۳در کف طفلان رها کردم دل دیوانه را
  4. شمارهٔ ۲۴طراز خرمی نوشد جمال نوبهاران را
  5. شمارهٔ ۲۵شکستم عهد شیخ خانقه را
  6. شمارهٔ ۲۶در کوی توام جنگ است هر روز به دشمن‌ها
  7. شمارهٔ ۲۷گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آب
  8. شمارهٔ ۲۸خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.