پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

هرگز مباد کوثر و جنت هوس مرا

جام شراب و گوشه میخانه بس مرا

دانی به کنج صومعه ام ذکر سبحه چیست

ای کاش برده بود به زندان عسس مرا

هامون چه پویم از پی محمل که می رسد

از راه دل به گوش، صدای جرس مرا

ننگ آیدم ز ظل هما گرچه چرخ دون

می پرورد به سایه بال مگس مرا

آخر ز سخت گیری صیاد و باغبان

پر ریخت در میانه باغ و قفس مرا

گفت آیمت به سر دم مردن فغان که گشت

آغاز وعده حسرت آخر نفس مرا

زین پس به کنج صومعه نوشم شراب امن

کانجا بدین لباس نگیرد عسس مرا

گفتم به کوی دوست پی از گریه گم کنم

طوفان اشک بست ره از پیش و پس مرا

بنمودمی حقیقت آب بقا به خضر

بودی به خاک پای تو گر دست رس مرا

یغما خوشم به خرقه که عمری در این لباس

بودم شراب خواره و نشناخت کس مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶گر به بالینم نیامد بر مزار آمد مرا
  2. شمارهٔ ۱۷تهی از صافی و دردی شده میخانه ما
  3. شمارهٔ ۱۸مفتی شهر ندارد چوبه میخانه ما
  4. شمارهٔ ۱۹ز التزام عقل شد دیوانگی حاصل مرا
  5. شمارهٔ ۲۰مآشوب صبا! طرهٔ جانانه ما را
  6. شمارهٔ ۲۱شد مشتبه ز کعبه به میخانه راه ما
  7. شمارهٔ ۲۲سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما
  8. شمارهٔ ۲۳در کف طفلان رها کردم دل دیوانه را
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.