پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را

یار یار دیگران شد خاک بر سر ناله را

سبحه از دستم ستد طفلی که از مشکین صلیب

بر میان زنار بندد زاهد صد ساله را

جان شیرین عرضه کردم بر دهانش لب گزید

کار مغان کی کس برد تنگی شکر بنگاله را

سبزه سرزد از گلش در خط شدم از باغبان

گفت آوخ چون کنم خود رواست داغ این لاله را

هان حذر ای مردم از چشم تر من زانکه من

عاقبت دانم که طوفانی بود این ژاله را

راه ما بر بندر صورت فتاد ای کاروان

سخت می ترسم همی چشمی رسد دنباله را

ساربان بار سفر بر بست و محمل می رود

لال گردی ای زبان بگشا درای ناله را

زاهد از ته جرعه چشم بتان دم زد ز عشق

سامری افکند خاکی در دهان گوساله را

گفتمش یغما بماند یا رود بیرون ز بزم

گفت چون وصل اوفتد رخصت بود دلاله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳فتنه مهر اگر همی جبهه نهد شراب را
  2. شمارهٔ ۱۴هرگز مباد کوثر و جنت هوس مرا
  3. شمارهٔ ۱۵نبستم از چمن طرفی به کام دل پریدن‌ها
  4. شمارهٔ ۱۶گر به بالینم نیامد بر مزار آمد مرا
  5. شمارهٔ ۱۷تهی از صافی و دردی شده میخانه ما
  6. شمارهٔ ۱۸مفتی شهر ندارد چوبه میخانه ما
  7. شمارهٔ ۱۹ز التزام عقل شد دیوانگی حاصل مرا
  8. شمارهٔ ۲۰مآشوب صبا! طرهٔ جانانه ما را
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.