پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴

گیرم به ناله کردم آواره پاسبان را

کو جراتی که بوسم آن خاک آستان را

ای نوجوان مرانم از در به جرم پیری

پیش سگانت افکن این مشت استخوان را

بر هیچ دل نجنبد مهرش ز کینه جوئی

خوی تو کرده تعلیم بی رحمی آسمان را

پیوسته دارد امروز زاهد نظر به محراب

مانا که دیده باشد آن طاق ابروان را

از آشیان سوی دام بینم چنانکه بینند

مرغان نو گرفتار از دام آشیان را

با آنکه خاک کردیم سر در ره بتان نیست

حقی به گردن ما جز تیغ امتحان را

از بیم آنکه در دل رحم آیدش ز فریاد

ز آه و فغان خموشی آموختم زبان را

از ضعف بر غباری حسرت برم که دارد

نیروی رفتن از پی، گامی دو کاروان را

روی من و ازین پس خاک در خرابات

تا چند قبله سازم محراب آسمان را

یغما ز سبحه و جام طرفی نبستم ای کاش

هم بگسلند این را، هم بشکنند آن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶زنده‌رود ار کنم از دست غمت مژگان را
  2. شمارهٔ ۷گر دهم رخصت یک چشم زدن مژگان را
  3. شمارهٔ ۸دوست دشمن، مدعی داور، وفا تقصیر ما
  4. شمارهٔ ۹گفتی از بیداد روزی در فغان آرم ترا
  5. شمارهٔ ۱۰چشم سیه‌مستش به‌خود نگشود از هم دیده را
  6. شمارهٔ ۱۱صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
  7. شمارهٔ ۱۲یار به ساغر از عرق ره ندهد شراب را
  8. شمارهٔ ۱۳فتنه مهر اگر همی جبهه نهد شراب را
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.