پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶

زنده‌رود ار کنم از دست غمت مژگان را

خاک بر باد دهم ساحت اصفاهان را

خازن خلد اگر آن روی بهشتی بیند

جاودان رخت به دوزخ فکند غلمان را

بعد ازاین بر سر آنم که اگر دست دهد

دامن وصل تو در پای تو ریزم جان را

مدعی یافته تا دولت دربانی تو

از فغانم مژه برهم نخورد کیوان را

در خمار غمم از توبه کجایی ساقی‌‌؟

تا فدای سر پیمانه کنم پیمان را

این عجب‌تر که تویی یوسف و از شومی عشق

من اسیر آمده در بند غمت زندان را

یادگاری است از آن شست و کمان ای همدم

هان و هان برمکش از سینه من پیکان را

جز دل من که به رحم آمد از او سنگ دلت

شیشه دیگر نشنیدم شکند سندان را

چند یغما ز نهیب فلکت ترسانی‌‌؟

آخر از سیل چه اندیشه بود ویران را‌‌؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸دوست دشمن، مدعی داور، وفا تقصیر ما
  2. شمارهٔ ۹گفتی از بیداد روزی در فغان آرم ترا
  3. شمارهٔ ۱۰چشم سیه‌مستش به‌خود نگشود از هم دیده را
  4. شمارهٔ ۱۱صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
  5. شمارهٔ ۱۲یار به ساغر از عرق ره ندهد شراب را
  6. شمارهٔ ۱۳فتنه مهر اگر همی جبهه نهد شراب را
  7. شمارهٔ ۱۴هرگز مباد کوثر و جنت هوس مرا
  8. شمارهٔ ۱۵نبستم از چمن طرفی به کام دل پریدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.