پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

نیست یک تن که به جان نیست خریدار شما

چشم بد دور ازین گرمی بازار شما

برد نقد خرد از کیسهٔ هر عیّاری

کیسه‌پرداز چو شد طرّهٔ طرّار شما

دل من پاره نمی‌گشت بدین‌سان ز ستم

بودی ار پارهٔ انصاف به سرکار شما

طاقت من کمری گشت خدا را رحمی

آخر ای خوش‌کمران چند کشم بار شما

طلبیدن ز شما مهر و وفا دور از کار

زانکه جز جور و جفا نیست دگر کار شما

ما به‌جز مهر و وفا هیچ نکردیم ولیک

آه با این همه هستیم گنهکار شما

طائر قدسی دل عرش‌نشیمن بوده است

واه چه گردید که گردید گرفتار شما

گو ببارد به سر من همه خشت و همه سنگ

من نخواهم شدن از سایهٔ دیوار شما

پشت دستی به رخ دولت دنیا بزنم

گر دهد دست مرا دولت دیدار شما

می‌روم با دل پر خار که نتْوانم دید

گل به دامن ببرد غیر ز گلزار شما

در خور حرف شما گوش گدایان نبُود

لایق گوش شهان گوهر شهوار شما

نه عیادت ز شما آید و نی فکر دوا

به چه امید زید واقف بیمار شما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱از بس گذری به کوی دل‌ها
  2. شمارهٔ ۱۰۲هجران ‌شده سازگار با ما
  3. شمارهٔ ۱۰۳تا مهر و وفا به ‌جاست ما را
  4. شمارهٔ ۱۰۴به‌حمدلله دل درد آشنایی کرده‌ام پیدا
  5. شمارهٔ ۱۰۵تا کی غم فراق به زندان کند مرا
  6. شمارهٔ ۱۰۶چشم ترسیده است ازین مردم من دیوانه را
  7. شمارهٔ ۱۰۷ای لاله‌ها ز شوق رخت داغ‌دیده‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰۸بیرون کشم ز دیده دل غم کشیده را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.