پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

تا کی غم فراق به زندان کند مرا

شادی وصل کو که گلستان کند مرا

ساقی بیار باده که مستان کند مرا

وز توبهٔ نکرده پشیمان کند مرا

ساقی چو دور توست بگردان پیاله‌ای

کآسوده دل ز گردش دوران کند مرا

بیمار کرد درد دل من طبیب را

عیسی‌دمی کجاست که درمان کند مرا

اغیار را به لطف نمایان نواخت یار

ممنون مگر به عشوهٔ پنهان کند مرا

یا رب مرا به ساده‌عذاری دچار کن

کز جلوه‌ای چو آینه حیران کند مرا

از داغ دل که گرسِنه‌چشم آفریده‌اند

ترسم که منفعل ز نمکدان کند مرا

یا رب توام ز لطف چو آباد کرده‌ای

مگذار سیل حادثه ویران کند مرا

بر من گذر نمی‌کنی از ناز کاشکی

گردون به خاک راه تو یکسان کند مرا

گویا مرا به دودهٔ گیسوست نسبتی

هر جا که ماتمی است پریشان کند مرا

واقف فریب‌خوردهٔ جمعیتم کجاست

آشفته کاکلی که پریشان کند مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ای لاله‌ها ز شوق رخت داغ‌دیده‌ها
  2. شمارهٔ ۱۰۸بیرون کشم ز دیده دل غم کشیده را
  3. شمارهٔ ۱۰۹غنچهٔ دل در چمن دور از تو نگشاید مرا
  4. شمارهٔ ۱۱۰از آن لعل مسیحادم سر حرفی به ما بگشا
  5. شمارهٔ ۱۱۱آمد آواز او به گوش مرا
  6. شمارهٔ ۱۱۲به چشم من چقدر رتبه است جنگ تو را
  7. شمارهٔ ۱۱۳غم او دربه‌در انداخت ما را
  8. شمارهٔ ۱۱۴بر باد داد گل به هوایت رساله را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.