پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

غم او دربه‌در انداخت ما را

پریشان گرد عالم ساخت ما را

بسی دیوانگی کردیم لیکن

به سنگی هیچ‌کس ننواخت ما را

شکیب و عقل و دین را کرده غارت

غمش ترکانه بر دل تاخت ما را

شدیم از دشمنان آسوده از بس

فراق دوستان بگداخت ما را

عجب آسوده از دنیا گذشتم

به‌حمدالله کسی نشناخت ما را

ز زلف یار واقف شکوه دارم

پریشان گرد عالم ساخت ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵کردند قبایل همه مجنون لقب ما
  2. شمارهٔ ۱۱۶ز سیلاب سرشک از چهره شستم گرد هامون را
  3. شمارهٔ ۱۱۷چنین که بهر لب یار می‌کنم جان را
  4. شمارهٔ ۱۱۸ای بسته کمر شکست ما را
  5. شمارهٔ ۱۱۹سوختم تا آن رخ تابان برآمد از نقاب
  6. شمارهٔ ۱۲۰در موج‌خیز چشم خودم تا گلو در آب
  7. شمارهٔ ۱۲۱ای با لطافتِ عرقِ تو گلاب آب
  8. شمارهٔ ۱۲۲من مردم و نمی‌کندم یاد یا نصیب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.