پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

من مردم و نمی‌کندم یاد یا نصیب

گاهی نکرد روح مرا شاد یا نصیب

خاک درش که سرمهٔ ارباب بینش است

در چشم غیر می‌کشدش باد یا نصیب

آن شاخ گل که جوش بهارش ز خون ماست

گل‌دسته‌ها به غیر فرستاد یا نصیب

نه می‌کشد نه از قفس آزاد می‌کند

مردیم از تغافلِ صیاد یا نصیب

با صدهزار سعی مرا از نفاق بخت

وصل تو اتّفاق نیفتاد یا نصیب

اینها که می‌کِشد ز تو دل در گمان نبود

یک قطره خون و این همه بیداد یا نصیب

معمور شد ز لطف تو چندین دلِ خراب

ویرانهٔ دلم نشد آباد یا نصیب

ما خون دل خوریم حنا را ز بخت سبز

پابوس یار دست به هم داد یا نصیب (؟؟؟؟؟)

شیرین ز شکّر لب او کام دیگران

ماییم و تلخکامی فرهاد یا نصیب

اطفال اشک از پی رسوایی من‌اند

حاصل شد این نتیجه ز اولاد یا نصیب

درمانده شد به پیچ و خم زلف دلبران

واقف به کوچهٔ غلط افتاد یا نصیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴آن جوان رفت و من از گریه شدم پیر در آب
  2. شمارهٔ ۱۲۵چو دل با زلف جانان شد مصاحب
  3. شمارهٔ ۱۲۶تو را در آینه با خویشتن سروکار است
  4. شمارهٔ ۱۲۷دیدار یار از لب بامی مرا بس است
  5. شمارهٔ ۱۲۸در جهان آفتی گزندی نیست
  6. شمارهٔ ۱۲۹به جانم از تو کدام آفت و بلاست که نیست
  7. شمارهٔ ۱۳۰نوشتم قصّهٔ دردت قلم سوخت
  8. شمارهٔ ۱۳۱زاهد اگرت سبحهٔ صد دانه عزیز است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.