پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

ای با لطافتِ عرقِ تو گلاب آب

با نشئهٔ لبِ تو ز خجلت شراب آب

در راه عشق وقف نمودیم خون خویش

کردیم ما سبیل برای ثواب آب

در گلشن زمانه نمِ خرّمی مجوی

یک سبزه هم نخورده در اینجا به خواب آب

در وادی‌ای که تشنه‌جگر می‌تپم به خاک

از رحم می‌شود دلِ موجِ سراب آب

ای شوخ تا ز خانهٔ زین پا کشیده‌ای

می‌گردد از فراق به چشم رکاب آب

ای سرو ناز بوسه به پای تو می‌زند

از رشک ساخت خانهٔ ما را خراب آب

واقف چه مشرب است هوادار عشق را

هر دم برای گریه خورد چون سحاب آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳مرا بهانهٔ آن شوخ کرد خانه‌خراب
  2. شمارهٔ ۱۲۴آن جوان رفت و من از گریه شدم پیر در آب
  3. شمارهٔ ۱۲۵چو دل با زلف جانان شد مصاحب
  4. شمارهٔ ۱۲۶تو را در آینه با خویشتن سروکار است
  5. شمارهٔ ۱۲۷دیدار یار از لب بامی مرا بس است
  6. شمارهٔ ۱۲۸در جهان آفتی گزندی نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۹به جانم از تو کدام آفت و بلاست که نیست
  8. شمارهٔ ۱۳۰نوشتم قصّهٔ دردت قلم سوخت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.