پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

به چشم من چقدر رتبه است جنگ تو را

که میل دیدهٔ خود می‌کنم خدنگ تو را

برای چهره برافروختن شراب مخور

که نیست حاجت روغن چراغ رنگ تو را

ز پیر عشق مرا رخصت تصرّف نیست

به نیم‌ ناله کنم ورنه آب سنگ تو را

نهال عشرتم آن دم بهار خواهد کرد

که شاخ گل کند از خون خود خدنگ تو را

جهان تنگ به چشمم شده است تنگ شکر

چه لذّت است خیال دهان تنگ تو را

بنال واقف ازین قامت خمیدهٔ خویش

کسی ز لطف نوازش نکرد چنگ تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴بر باد داد گل به هوایت رساله را
  2. شمارهٔ ۱۱۵کردند قبایل همه مجنون لقب ما
  3. شمارهٔ ۱۱۶ز سیلاب سرشک از چهره شستم گرد هامون را
  4. شمارهٔ ۱۱۷چنین که بهر لب یار می‌کنم جان را
  5. شمارهٔ ۱۱۸ای بسته کمر شکست ما را
  6. شمارهٔ ۱۱۹سوختم تا آن رخ تابان برآمد از نقاب
  7. شمارهٔ ۱۲۰در موج‌خیز چشم خودم تا گلو در آب
  8. شمارهٔ ۱۲۱ای با لطافتِ عرقِ تو گلاب آب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.