پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

به‌حمدلله دل درد آشنایی کرده‌ام پیدا

برای درد بی‌دردی دوایی کرده‌ام پیدا

سری با شوخ شمشیر آزمایی کرده‌ام پیدا

ز بهر زخم‌خوردن اشتهایی کرده‌ام پیدا

نشان داده است عشقم نسخهٔ سوز و گداز ای دل

ز من غافل نباشی کیمیایی کرده‌ام پیدا

نشد از توتیای سرمه روشن چشم تاریکم

پس از سرگشتگی‌ها خاک پایی کرده‌ام پیدا

به امّیدی که در سر کار زلف یار ره یابد

دل سوداییِ آشفته‌رأیی کرده‌ام پیدا

شنیدم یار آتش‌پاره آتش می‌زند در من

به این امّید نفت و بوریایی کرده‌ام پیدا

درین گلشن به‌دست آورده‌ام سروِ جوانی را

برای موسم پیری عصایی کرده‌ام پیدا

اگر آهن‌دل است آن شوخ ازینم نیست پروایی

که من از جذب عشق آهن‌ربایی کرده‌ام پیدا

نباشم غافل از یاد تو ای آیینه‌رو وقتی

به خود نازم که وقت باصفایی کرده‌ام پیدا

دل نازک دماغم سر فرو نارد به هر شوخی

به چندین سعی شوخی میرزایی کرده‌ام پیدا

خوشم از ناله‌اش، ساز و سرودم خوش نمی‌آید

ز پهلوی دل از مطرب غنایی کرده‌ام پیدا

ندارم هیچ غم واقف اگر بی‌برگ گردیدم

به این شادی که همچون نی نوایی کرده‌ام پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶چشم ترسیده است ازین مردم من دیوانه را
  2. شمارهٔ ۱۰۷ای لاله‌ها ز شوق رخت داغ‌دیده‌ها
  3. شمارهٔ ۱۰۸بیرون کشم ز دیده دل غم کشیده را
  4. شمارهٔ ۱۰۹غنچهٔ دل در چمن دور از تو نگشاید مرا
  5. شمارهٔ ۱۱۰از آن لعل مسیحادم سر حرفی به ما بگشا
  6. شمارهٔ ۱۱۱آمد آواز او به گوش مرا
  7. شمارهٔ ۱۱۲به چشم من چقدر رتبه است جنگ تو را
  8. شمارهٔ ۱۱۳غم او دربه‌در انداخت ما را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.