پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

هجران ‌شده سازگار با ما

ای وصل، تو را چه کار با ما

یک بار نشد دچار آن ماه

در کوچهٔ انتظار با ما

ای هم‌نفسی که می‌دهی پند

ما را نفسی گذار با ما

از دوستی‌ات شدند دشمن

دیوانه و هوشیار با ما

تقصیر نکرد در زد و کشت

دیدی که چه کرد یار با ما

رفتیم و کسی نرفت با ما

جز سایه ازین دیار با ما

از دولت راستی است واقف

کج بازی روزگار با ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴به‌حمدلله دل درد آشنایی کرده‌ام پیدا
  2. شمارهٔ ۱۰۵تا کی غم فراق به زندان کند مرا
  3. شمارهٔ ۱۰۶چشم ترسیده است ازین مردم من دیوانه را
  4. شمارهٔ ۱۰۷ای لاله‌ها ز شوق رخت داغ‌دیده‌ها
  5. شمارهٔ ۱۰۸بیرون کشم ز دیده دل غم کشیده را
  6. شمارهٔ ۱۰۹غنچهٔ دل در چمن دور از تو نگشاید مرا
  7. شمارهٔ ۱۱۰از آن لعل مسیحادم سر حرفی به ما بگشا
  8. شمارهٔ ۱۱۱آمد آواز او به گوش مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.