پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

خال در زیر ابرو است او را

ره که در کعبه داد هندو را

چشم شوخت چو شد شکارافگن

فرصت رم نداد آهو را

نیست صفرای ما علاج‌پذیر

چه ترُش می‌کنی به ما رو را

چشم ما بار یوسفی نکشد

خاک در دیده این ترازو را

نیست تیغی چنین به سرکارت

مشکن ای جورپیشه ابرو را

عمر آشفتگی به سر آمد

شوخ من تا برید گیسو را

واقف از تیغ آبدارت شد

کشتهٔ خال و چشم جادو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸یار گماشت بر سرم هجر خرد‌ربای را
  2. شمارهٔ ۹۹نیست یک تن که به جان نیست خریدار شما
  3. شمارهٔ ۱۰۰کردم از زاریِ خود بیزار یار خویش را
  4. شمارهٔ ۱۰۱از بس گذری به کوی دل‌ها
  5. شمارهٔ ۱۰۲هجران ‌شده سازگار با ما
  6. شمارهٔ ۱۰۳تا مهر و وفا به ‌جاست ما را
  7. شمارهٔ ۱۰۴به‌حمدلله دل درد آشنایی کرده‌ام پیدا
  8. شمارهٔ ۱۰۵تا کی غم فراق به زندان کند مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.