پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

گریه شست از خاطرم فکر دل افسرده را

آمد آن آبی که برد از پهلویم این مرده را

انقلاب دهر می‌بینیم و بر حال خودیم

راست می‌مانیم شمع بزم برهم‌خورده را

شوق شمشیرت که آب زندگی در جوی اوست

در تن من زنده گردانید خون مرده را

از رفوی زخم من ای چاره‌گر بردار دست

می‌کنی آزرده‌تر این خاطر آزرده را

گریه‌ام واقف اگر این نوع طوفان می‌کند

دهر تاوان خواهد از من جنس دریابرده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ببینید آن چشم سحر آفرین را
  2. شمارهٔ ۹۸یار گماشت بر سرم هجر خرد‌ربای را
  3. شمارهٔ ۹۹نیست یک تن که به جان نیست خریدار شما
  4. شمارهٔ ۱۰۰کردم از زاریِ خود بیزار یار خویش را
  5. شمارهٔ ۱۰۱از بس گذری به کوی دل‌ها
  6. شمارهٔ ۱۰۲هجران ‌شده سازگار با ما
  7. شمارهٔ ۱۰۳تا مهر و وفا به ‌جاست ما را
  8. شمارهٔ ۱۰۴به‌حمدلله دل درد آشنایی کرده‌ام پیدا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.