پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷

دلش خاراست بسیار آزمودم

دلم میناست بسیار آزمودم

دم آخر شنیدم کوهکن گفت

بلا سخت است این کار آزمودم

خطا هرگز نگردد ناوکت آه

مکرر در شب تار آزمودم

به دستم زلف پیچانش نیفتاد

هزار افسوس به این مار آزمودم

به عیاری دل از پیران ربایی

تو را ای طفل طرار آزمودم

نمی‌آید به خوایم یوسف من

ندارم بخت بیدار آزمودم

نشستی گرد کین از خاطر من

تو را ای گریه بسیار آزمودم

سفر اولی است واقف زین دیارم

که هم اغیار و هم یار آزمودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۹بی‌تو نظارهٔ چمن کردیم
  2. شمارهٔ ۷۱۰با چنین بخت که ره نیست به زندان توام
  3. شمارهٔ ۷۱۱بت من وصل تو را می‌خواهم
  4. شمارهٔ ۷۱۲گر بگریم به تو این تندی خو نگذارم
  5. شمارهٔ ۷۱۳جفاجویان ندارند از وفا شرم
  6. شمارهٔ ۷۱۴دل نمی‌خواهد که من تنها دلی خالی کنم
  7. شمارهٔ ۷۱۵ز صدرم راند یار از آستان هم
  8. شمارهٔ ۷۱۶کی شب هجر تو ظالم خواب می‌آید به چشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.