پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۶

تا کی به غمت در پس دیوار بگریم

وقت است که در کوچه و بازار بگریم

خونی که به دل کرد مرا درد جدایی

گر دست دهد وصل تو یک بار بگریم

ضایع چه کنی وقت من غمزده ناصح

برخیز کنم ناله و بگذار بگریم

نازک دلی‌ام کشت درین بادیه تا کی

چون آبله از کاوش هر خار بگریم

چون شمع بر آنم که به یاد سر زلفت

از اول شب تا به سحر زار بگریم

عمریست به همخانگی‌اش می‌گذرانی

از رشک تو ای صورت دیوار بگریم

ای کان ملاحت کمکی لطف نکردی

حرمان زده‌ام بر دل افگار بگریم

واقف اگر افتد به کفم دامن وصلش

عهد است که خون گریم و بسیار بگریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۸به عهدت ای شه خوبان عجب دستور می‌بینم
  2. شمارهٔ ۷۰۹بی‌تو نظارهٔ چمن کردیم
  3. شمارهٔ ۷۱۰با چنین بخت که ره نیست به زندان توام
  4. شمارهٔ ۷۱۱بت من وصل تو را می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۷۱۲گر بگریم به تو این تندی خو نگذارم
  6. شمارهٔ ۷۱۳جفاجویان ندارند از وفا شرم
  7. شمارهٔ ۷۱۴دل نمی‌خواهد که من تنها دلی خالی کنم
  8. شمارهٔ ۷۱۵ز صدرم راند یار از آستان هم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.