پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۵

سر از قدم تو برنداریم

گر تیغ کشی خطر نداریم

ای درد ز ما مباش غافل

غیر از تو کسی دگر نداریم

کردیم ز گریه چشم را پاک

ما طاقت دردسر نداریم

این دم بنشین به ما که چندان

امید دم دگر نداریم

ما را صبر از عقیق او نیست

ما تشنه‌لبان جگر نداریم

گر دست دهد وصالت این بار

سر از قدم تو برنداریم

حال دل و جان ز ما مپرسید

زین گمشده‌ها خبر نداریم

مشکل ز در تو رفتن ما

ما طاقت این سفر نداریم

واقف صیاد دام گسترد

افسوس که بال و پر نداریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۷دلش خاراست بسیار آزمودم
  2. شمارهٔ ۷۰۸به عهدت ای شه خوبان عجب دستور می‌بینم
  3. شمارهٔ ۷۰۹بی‌تو نظارهٔ چمن کردیم
  4. شمارهٔ ۷۱۰با چنین بخت که ره نیست به زندان توام
  5. شمارهٔ ۷۱۱بت من وصل تو را می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۷۱۲گر بگریم به تو این تندی خو نگذارم
  7. شمارهٔ ۷۱۳جفاجویان ندارند از وفا شرم
  8. شمارهٔ ۷۱۴دل نمی‌خواهد که من تنها دلی خالی کنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.