پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۴

خون نمی‌گشتی دلم دلدار اگر می‌داشتم

غم نمی‌خوردی مرا غمخوار اگر می‌داشتم

می‌کشیدم منت دارالشفا بهر علاج

چشم بهبود دل بیمار اگر می‌داشتم

بی‌سروسامانیم افکنده در رنج و خمار

می‌نمودم رهن می دستار اگر می‌داشتم

از پی بوسیدن پایت چو آب ای سرو ناز

می‌رسیدم طاقت رفتار اگر می‌داشتم

می‌دهم جان از برای یک نگاه خشمناک

آه چشم مرحمت از یار اگر می‌داشتم

دل به جان آمد ز ضبط شکوهٔ آن بی‌وفا

واه چه می‌شد رخصت اظهار اگر می‌داشتم

کی به مسجد همچو واقف می‌نمودم اعتکاف

ره درون خانهٔ خمار اگر می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۶تا کی به غمت در پس دیوار بگریم
  2. شمارهٔ ۷۰۷دلش خاراست بسیار آزمودم
  3. شمارهٔ ۷۰۸به عهدت ای شه خوبان عجب دستور می‌بینم
  4. شمارهٔ ۷۰۹بی‌تو نظارهٔ چمن کردیم
  5. شمارهٔ ۷۱۰با چنین بخت که ره نیست به زندان توام
  6. شمارهٔ ۷۱۱بت من وصل تو را می‌خواهم
  7. شمارهٔ ۷۱۲گر بگریم به تو این تندی خو نگذارم
  8. شمارهٔ ۷۱۳جفاجویان ندارند از وفا شرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.