پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

از لعل یار بوسه کجا می‌توان خرید

دشنام با هزار دعا می‌توان خرید

ما را طواف کعبهٔ کویش نشد نصیب

این حج برای ما ز صبا می‌توان خرید

خاک قناعت است که دل زنده می‌کند

این خاک را به آب بقا می‌توان خرید

تنگ آمدم ز بندگی خویش دوستان

از خود مرا برای خدا می‌توان خرید

جانان بهای خون دلم پای‌بوس توست

دادم به دست مشت حنا می‌توان خرید

دل را مده ز دست گرانمایه گوهریست

کی می‌توان فروخت؟ کجا می‌توان خرید؟

مانند من کجاست وفادار بنده‌ای

ما را برای جو و جفا می‌توان خرید

گویند یار را سر آدم خریدنست

ای من سگش نخست مرا می‌توان خرید

دل را عزیز دار که این نقد تا به‌جاست

صد نوع جنس بیش بها می‌توان خرید

واقف تو می‌روی بهدکان دوافروش

دردی برای خاطر ما می‌توان خرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹دیده را گریه‌ناک خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۵۱۰گر قدسیان دهان تو یک‌بار بو کنند
  3. شمارهٔ ۵۱۱خودنمایی ز من نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۵۱۲ماه نو ابرو کشید و این اشارت می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۱۳حال مرا چه دانند این غم ندیدهٔ چند
  6. شمارهٔ ۵۱۴سرو مهر من دل از لطف تو لرزان می‌شود
  7. شمارهٔ ۵۱۵شانه چون دست آن بت چین را به گیسو می‌زند
  8. شمارهٔ ۵۱۶ندارد همچون من یک آشنا درد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.