پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

حال مرا چه دانند این غم ندیدهٔ چند

محنت چه می‌شناسند راحت گزیدهٔ چند

رفتی و دیدهٔ چند بی‌نور شد ز هجران

باز آی مردمی کن ای نور دیدهٔ چند

دیوانگان دنیا آدم نمی‌شناسند

گر آدمی حذر کن زین سگ گزیدهٔ چند

مژگان او چو دیدی ایمن مباش ای دل

دارند قصد جانت خنجر کشیدهٔ چند

از داغ‌های عشقم آتش فتاد در دل

دیدی به من چه کردند این شوخ دیدهٔ چند

واقف مباش دیگر دنباله‌گرد خوبان

ورنه به خون کشندت این قدکشیدهٔ چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵شانه چون دست آن بت چین را به گیسو می‌زند
  2. شمارهٔ ۵۱۶ندارد همچون من یک آشنا درد
  3. شمارهٔ ۵۱۷از دلم تیر یار می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۵۱۸می خورده شوخ من عرق‌آلود می‌رسد
  5. شمارهٔ ۵۱۹رفتن او سبب رفتن جان می‌گردد
  6. شمارهٔ ۵۲۰اگر به بزم تو نالیدنم هوس باشد
  7. شمارهٔ ۵۲۱عاشقی هر که اختیار کند
  8. شمارهٔ ۵۲۲در عشق خواست غیر که چون ما شود نشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.