پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۷

از دلم تیر یار می‌گذرد

آه کارم ز کار می‌گذرد

نام هجران چو در میان آید

اشک من از کنار می‌گذرد

هر که نو می‌کند به روی تو ماه

همه سالش بهار می‌گذرد

اشک از پی دود گسسته‌عنان

یار هر که سوار می‌گذرد

زان جفاها که کرده بر جانم

از دلم شرمسار می‌گذرد

چشم بر راه وعدهٔ او را

عمر در انتظار می‌گذرد

بر من از یاد روی و موی کس

طرفه لیل و نهار می‌گذرد

قصهٔ عمر خضر کوته کن

سخن از زلف یار می‌گذرد

روزگاری به هم رسان واقف

زود شو روزگار می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۹رفتن او سبب رفتن جان می‌گردد
  2. شمارهٔ ۵۲۰اگر به بزم تو نالیدنم هوس باشد
  3. شمارهٔ ۵۲۱عاشقی هر که اختیار کند
  4. شمارهٔ ۵۲۲در عشق خواست غیر که چون ما شود نشد
  5. شمارهٔ ۵۲۳از کوی تو رفتن نتوانم چه توان کرد
  6. شمارهٔ ۵۲۴چه‌سان زنم نفسی خوش که همدمان رفتند
  7. شمارهٔ ۵۲۵خاک در تو همره باد صبا رسید
  8. شمارهٔ ۵۲۶ای دریغا که خوی او گردید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.