پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

ندارد همچون من یک آشنا درد

نشیند روز مرگم در عزا درد

نکویان دست بردارید از درد

کشد تا کی دل از دست شما درد

تو نشناسی ازین ره درد دل را

کزان دل راه بسیار است تا درد

سرت گردم چه گردی گرد دل‌ها

درین غم‌خانه یا داغست یا درد

مکن ای چاره‌جو تدبیر دردم

که دارد با دل من کارها درد

ازین وادی سفر تا کرد مجنون

دچار من نشد یک مرد با درد

ز بس شد نالهٔ دردم هواگیر

عجب نبود که بارد از هوا درد

دران صحرا که روید از زمین داغ

دران وادی که بارد از سما درد

مرا نام و نشان کم بود واقف

نمی‌دانم مرا جست از کجا درد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸می خورده شوخ من عرق‌آلود می‌رسد
  2. شمارهٔ ۵۱۹رفتن او سبب رفتن جان می‌گردد
  3. شمارهٔ ۵۲۰اگر به بزم تو نالیدنم هوس باشد
  4. شمارهٔ ۵۲۱عاشقی هر که اختیار کند
  5. شمارهٔ ۵۲۲در عشق خواست غیر که چون ما شود نشد
  6. شمارهٔ ۵۲۳از کوی تو رفتن نتوانم چه توان کرد
  7. شمارهٔ ۵۲۴چه‌سان زنم نفسی خوش که همدمان رفتند
  8. شمارهٔ ۵۲۵خاک در تو همره باد صبا رسید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.