پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

اگر به بزم تو نالیدنم هوس باشد

سپندوار کشم ناله‌ای که بس باشد

به جز دل که گرفتار سینهٔ پاک است

که دیده است که پروانه در قفس باشد

شنیدم این سختی خوش ز بلبلی قفسی

خوش است خانهٔ خود گرچه مشت خس باشد

ز بیضه هم‌قفسی تنگ‌تر نصیب شود

اگر ز دام تو آزادیم هوس باشد

ز رشک رنگ حنا چند خون شود جگرم

به پای بوس توام کاش دسترس باشد

قدح ز خون دلم می‌کشید محنت و غم

چو شیشه‌ای که درو بادهٔ دو کس باشد

به اوج بی‌خودیم دل اگر کشد واقف

کمند ناله مرا چون سپند بس باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۲در عشق خواست غیر که چون ما شود نشد
  2. شمارهٔ ۵۲۳از کوی تو رفتن نتوانم چه توان کرد
  3. شمارهٔ ۵۲۴چه‌سان زنم نفسی خوش که همدمان رفتند
  4. شمارهٔ ۵۲۵خاک در تو همره باد صبا رسید
  5. شمارهٔ ۵۲۶ای دریغا که خوی او گردید
  6. شمارهٔ ۵۲۷بر سرم گل زده از زخم نمایانی چند
  7. شمارهٔ ۵۲۸ز چشمم خون نه اکنون می‌تراود
  8. شمارهٔ ۵۲۹نوید وصل تو باید سحرگهی آورد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.