پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

ز چشمم خون نه اکنون می‌تراود

کزین زخم از ازل خون می‌تراود

ندانم تا چه آمد بر سر دل

که اشک امشب دگرگون می‌تراود

چه پنهان می‌زنی ساغر به خونم

کزان رخسار گلگون می‌تراود

درون خانه می‌گریم ولیکن

غم از دیوار بیرون می‌تراود

دل از تیغ تو زخمی در ازل خورد

هنوز از چشم من خون می‌تراود

ببین کز یاد آن زلف نگارین

ز چشمم خون دل چون می‌تراود

چه چشم است اینکه از هر گوشهٔ او

بلا و سحر و افسون می‌تراود

ازان واقف به پای خم نشستم

کزان روح فلاطون می‌تراود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰دلم را در ره عشقت سر شادی نمی‌باشد
  2. شمارهٔ ۵۳۱بر من دواسپه تاخته غم یا علی مدد
  3. شمارهٔ ۵۳۲دردا که شرم چشم تو را بیش و کم نماند
  4. شمارهٔ ۵۳۳تا خط و چهرهٔ جانان به نظر می‌آید
  5. شمارهٔ ۵۳۴چشم او رهزن ایمان به‌نظر می‌آید
  6. شمارهٔ ۵۳۵شب بر سر کوی تو کسی گرم فغان بود
  7. شمارهٔ ۵۳۶غم مرا افکند از پا غمگساران را چه شد
  8. شمارهٔ ۵۳۷یارم از لطف به لب کار مسیحا می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.