پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۷

بر سرم گل زده از زخم نمایانی چند

هست بر گردنم از تیغ تو احسانی چند

دیده دادست به من وعدهٔ طوفانی چند

می‌روم دور ازین شهر بیابانی چند

داغم این گرسنه چشمی ز کجا آوردست

که نشد سیر و تهی گشت نمکدانی چند

غم یار آمد و از جیب دل تنگم ریخت

گل چاکی که نگنجد به گریبانی چند

بود نزدیک که افسرده شود آتش من

زد بر آن جنبش مژگان تو دامانی چند

خاطر خویش چه سان جمع کنم چون هستند

در کمین دل من طره پریشانی چند

من سبک روحم و رفتم نتوانم دید

که مصاحب به تو باشند گران‌جانی چند

با همه سادگی آیینه چه تسخیرت کرد

نگذارد که کنی روی به حیرانی چند

خبری از دل دیوانه ندارم دیریست

که ز من دور فتاده است بیابانی چند

به چه عنوان گذرد از نظرش نامهٔ ما

ما گرفتیم نوشتیم به عنوانی چند

از پی خون جگر خوردن خود آمده‌اند

اینکه جمع‌اند درین غمکده مهمانی چند

ای پری‌چهره تو را حاضر خود باید بود

فکر احضار تو دارند پری‌خوانی چند

واقف این آتش جان‌سوز که زد در دل من

که ز درد دل من سوخته شد جانی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۹نوید وصل تو باید سحرگهی آورد
  2. شمارهٔ ۵۳۰دلم را در ره عشقت سر شادی نمی‌باشد
  3. شمارهٔ ۵۳۱بر من دواسپه تاخته غم یا علی مدد
  4. شمارهٔ ۵۳۲دردا که شرم چشم تو را بیش و کم نماند
  5. شمارهٔ ۵۳۳تا خط و چهرهٔ جانان به نظر می‌آید
  6. شمارهٔ ۵۳۴چشم او رهزن ایمان به‌نظر می‌آید
  7. شمارهٔ ۵۳۵شب بر سر کوی تو کسی گرم فغان بود
  8. شمارهٔ ۵۳۶غم مرا افکند از پا غمگساران را چه شد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.