پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۲

ماه نو ابرو کشید و این اشارت می‌کند

مصرعی کز طبع عالی‌زاد شهرت می‌کند

نیشکر را تلخ می‌گوید نی قلیان ز ناز

بس که هردم از لبت کسب حلاوت می‌کند

کیست از خوبان که سرخ از شرم رخسار تو نیست

پیش تو گل خنده بهر دفع خجلت می‌کند

نیست خون گرمی که شوید گرد غم از خاطرم

گریه گاهی از دلم رفع کدورت می‌کند

چون صدف گر قطره آبی خورد گوهر می‌شود

صاف باطن هر کرا فیض قناعت می‌کند

این دل دیوانه چون در فکر شیون می‌فتد

ناله را از خانهٔ زنجیر غارت می‌کند

طالع رسوا کنی داریم همچون ماه نو

زخم ناخن گر خورم در شهر شهرت می‌کند

تا شود دامانش از چنگ پریشانی رها

زلف او واقف به دست شانه بیعت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۴سرو مهر من دل از لطف تو لرزان می‌شود
  2. شمارهٔ ۵۱۵شانه چون دست آن بت چین را به گیسو می‌زند
  3. شمارهٔ ۵۱۶ندارد همچون من یک آشنا درد
  4. شمارهٔ ۵۱۷از دلم تیر یار می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۵۱۸می خورده شوخ من عرق‌آلود می‌رسد
  6. شمارهٔ ۵۱۹رفتن او سبب رفتن جان می‌گردد
  7. شمارهٔ ۵۲۰اگر به بزم تو نالیدنم هوس باشد
  8. شمارهٔ ۵۲۱عاشقی هر که اختیار کند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.