پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

به رغبتی که خورم خون کسی شراب نخورد

چنان خورم دل خود را که کس کباب نخورد

به کیش اهل وفا در حساب داخل نیست

کسی که تیر جفای تو بی‌حساب نخورد

هلاک مشرب آن شوخ ناخدا ترسم

که خون بی‌گنهان تا نریخت آب نخورد

پس از فراق شود ربط دوستی محکم

گسسته زود شود رشته‌ای که تاب نخورد

چه فیض می‌طلبی از سخنوری واقف

که هیچ تشنه لب از بحر شعر آب نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶از صبا نکهت گیسوی کسی می‌آید
  2. شمارهٔ ۵۰۷از لعل یار بوسه کجا می‌توان خرید
  3. شمارهٔ ۵۰۸بهر علاج من نه دوا می‌توان خرید
  4. شمارهٔ ۵۰۹دیده را گریه‌ناک خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۵۱۰گر قدسیان دهان تو یک‌بار بو کنند
  6. شمارهٔ ۵۱۱خودنمایی ز من نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۵۱۲ماه نو ابرو کشید و این اشارت می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۱۳حال مرا چه دانند این غم ندیدهٔ چند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.