پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

همچو روی تو رو نمی‌باشد

همچو موی تو مو نمی‌باشد

با تو گل را چه‌سان کنم نسبت

گل به این رنگ و بو نمی‌باشد

اشک را گر همه گهرسازی

پیش او آبرو نمی‌باشد

ناصح از آرزو مکن عیبم

دل بی‌آرزو نمی‌باشد

من به شهری فتاده‌ام بیمار

که درو پرس‌وجو نمی‌باشد

این سخن گفت دوش بخیه‌گری

چاک دل را رفو نمی‌باشد

صورت حال من چه می‌پرسی

بی‌تو هرگز نکو نمی‌باشد

می‌کند درد این همه طوفان

گریه را این غلو نمی‌باشد

گرد خود هم ز کوی او رفتم

پیش ازین رفت‌ورو نمی‌باشد

می‌کنم جست‌وجوی سروقدان

کس چو من فتنه‌جو نمی‌باشد

نتوان گشت گرد او واقف

کس چنین شعله‌خو نمی‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵ای عشق مژده نوگل خندان ما رسید
  2. شمارهٔ ۵۰۶از صبا نکهت گیسوی کسی می‌آید
  3. شمارهٔ ۵۰۷از لعل یار بوسه کجا می‌توان خرید
  4. شمارهٔ ۵۰۸بهر علاج من نه دوا می‌توان خرید
  5. شمارهٔ ۵۰۹دیده را گریه‌ناک خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۵۱۰گر قدسیان دهان تو یک‌بار بو کنند
  7. شمارهٔ ۵۱۱خودنمایی ز من نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۵۱۲ماه نو ابرو کشید و این اشارت می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.