پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

دل تو را نوش خند می‌گوید

سخنی همچو قند می‌گوید

حال بی‌طاقتان دران محفل

جسته جسته سپند می‌گوید

نیشکر زان شمایل شیرین

سخن از بند بند می‌گوید

حضرت عشق بی‌کم و کیف است

عقل از چون و چند می‌گوید

در جنون کار می‌گذشت از کار

ناصح از بند و پند می‌گوید

قمری از دیدن قد تو به سرو

خیر باد بلند می‌گوید

شب تاریک بست تاریکی است

صبح را هرزه‌خند می‌گوید

گرچه دیوانه است واقف ما

حرف دیوان‌پسند می‌گوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴به رغبتی که خورم خون کسی شراب نخورد
  2. شمارهٔ ۵۰۵ای عشق مژده نوگل خندان ما رسید
  3. شمارهٔ ۵۰۶از صبا نکهت گیسوی کسی می‌آید
  4. شمارهٔ ۵۰۷از لعل یار بوسه کجا می‌توان خرید
  5. شمارهٔ ۵۰۸بهر علاج من نه دوا می‌توان خرید
  6. شمارهٔ ۵۰۹دیده را گریه‌ناک خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۵۱۰گر قدسیان دهان تو یک‌بار بو کنند
  8. شمارهٔ ۵۱۱خودنمایی ز من نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.