پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

از چشم یار عاشق اصلاً حذر ندارد

گر آب تند گردد ماهی خبر ندارد

کس برنداشت هرگز از باغ دهر حاصل

اینجا شکوفه چون اشک گوی ثمر ندارد

گر شکر لبت را سهواً نمک بگفتم

شیرین شمایل من شور این‌قدر ندارد

گفتی دلت چو لاله سوزم به داغ هجران

ای گل مگو خدا را این دل جگر ندارد

از تیر ناله واقف دارم هزار ترکش

دردا که هیچ تیری پیکان و پر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷دل را رهایی از غم عشقت هوس مباد
  2. شمارهٔ ۴۹۸دل را جفای عشق کشیدن ضرور شد
  3. شمارهٔ ۴۹۹تا به هجر تو کار زار افتاد
  4. شمارهٔ ۵۰۰دل ز پهلونشینی‌های این غمگین به تنگ آمد
  5. شمارهٔ ۵۰۱فصل گلست و این دل محزون همان که بود
  6. شمارهٔ ۵۰۲دل تو را نوش خند می‌گوید
  7. شمارهٔ ۵۰۳همچو روی تو رو نمی‌باشد
  8. شمارهٔ ۵۰۴به رغبتی که خورم خون کسی شراب نخورد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.