پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۴

عنبرین موی مرا دیوانه کرد

یاسمن بوی مرا دیوانه کرد

ای مسلمانان به فریادم رسید

طفل هندوی مرا دیوانه کرد

باطل‌السحری بیار ای همنشین

چشم جادوی مرا دیوانه کرد

ماه تو را دیده می‌آیم به شور

طاق ابروی مرا دیوانه کرد

فکر زنجیری کنید ای عاقلان

بوی گیسوی مرا دیوانه کرد

انس با مردم نمی‌گیرد دلم

چشم آهوی مرا دیوانه کرد

از حرم لبیک‌گویان می‌روم

جذبهٔ کوی مرا دیوانه کرد

پیش هر بیگانه گویم راز خود

آشنا‌روی مرا دیوانه کرد

می‌زنم خود را بر آتش بی‌دریغ

آتشین‌خویی مرا دیوانه کرد

دل نیامیزد عجب دیوانه‌ایست

کامشب از هویی مرا دیوانه کرد

واقف از میخانه و مسجد نیم

چشم و ابروی مرا دیوانه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۶میل پیکان تیر او دارد
  2. شمارهٔ ۴۹۷دل را رهایی از غم عشقت هوس مباد
  3. شمارهٔ ۴۹۸دل را جفای عشق کشیدن ضرور شد
  4. شمارهٔ ۴۹۹تا به هجر تو کار زار افتاد
  5. شمارهٔ ۵۰۰دل ز پهلونشینی‌های این غمگین به تنگ آمد
  6. شمارهٔ ۵۰۱فصل گلست و این دل محزون همان که بود
  7. شمارهٔ ۵۰۲دل تو را نوش خند می‌گوید
  8. شمارهٔ ۵۰۳همچو روی تو رو نمی‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.