پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۰

کی ز جور حبیب می‌نالد

دل من از نصیب می‌نالد

گوش کن گوش زاری دل من

که غریبی غریب می‌نالد

خار خار گلی مگر دارد

دل که چون عندلیب می‌نالد

طرفه دردی ز دست او دارم

که ز دستم طبیب می‌نالد

سرو باشد بهانه قمری را

بهر آن جامه زیب می‌نالد

مرو از ره به ناله‌های رقیب

کز برای فریب می‌نالد

سروکارم فتاده با طفلی

که ز دستش ادیب می‌نالد

خواه در وصل و خواه در هجران

واقف بی‌شکیب می‌نالد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۲گر دلت از جفا نمی‌گذرد
  2. شمارهٔ ۴۹۳دل حاصل ازین سیر و سفر هیچ ندارد
  3. شمارهٔ ۴۹۴عنبرین موی مرا دیوانه کرد
  4. شمارهٔ ۴۹۵از چشم یار عاشق اصلاً حذر ندارد
  5. شمارهٔ ۴۹۶میل پیکان تیر او دارد
  6. شمارهٔ ۴۹۷دل را رهایی از غم عشقت هوس مباد
  7. شمارهٔ ۴۹۸دل را جفای عشق کشیدن ضرور شد
  8. شمارهٔ ۴۹۹تا به هجر تو کار زار افتاد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.