پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

با من مبتلا چه خواهی کرد

یا وفا یا جفا چه خواهی کرد

عهد بشکستی و جفا کردی

دیگر ای بی‌وفا چه خواهی کرد

خاک می‌رفتم از درش گفتا

این‌قدر توتیا چه خواهی کرد

می‌بری دل ز دست بوالهوسان

گل افسرده را چه خواهی کرد

تا رمق هست در تنم دریاب

چون بمیرم دوا چه خواهی کرد

خاک واقف ز کوی او بردی

بعد ازین ای صبا چه خواهی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶نازک‌دلم شکایت سنگ جفا نکرد
  2. شمارهٔ ۴۸۷تا مرا دربه‌در نگرداند
  3. شمارهٔ ۴۸۸غم هجر تو چه گویم که چه با جانم کرد
  4. شمارهٔ ۴۸۹هجر خونخوار شد چه باید کرد
  5. شمارهٔ ۴۹۰کی ز جور حبیب می‌نالد
  6. شمارهٔ ۴۹۱ز بزم غیر چو مست و خراب می‌آید
  7. شمارهٔ ۴۹۲گر دلت از جفا نمی‌گذرد
  8. شمارهٔ ۴۹۳دل حاصل ازین سیر و سفر هیچ ندارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.