پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۲

پیک اشکم دویده می‌آید

خبر دل شنیده می‌آید

خواب دیدم که چشم روشن شد

مگر آن نور دیده می‌آید

ای دل خون گرفته مژده که یار

مست و خنجرکشیده می‌آید

گل ز باغ تو گر نچید رقیب

از چه بر خویش چیده می‌آید

غالباً می‌رسد ازان سر کوی

دل که در خون طپیده می‌آید

مرغ روحم به سوی شهبازش

چون کبوتر پریده می‌آید

گر من از خدمت تو مهجورم

طفل اشکم به دیده می‌آید

واقف از بهر خانه رفتن ما

سیل اینک دویده می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۴با من مبتلا چه خواهی کرد
  2. شمارهٔ ۴۸۵گذارش گر سوی گلزار با آن چشم مست افتد
  3. شمارهٔ ۴۸۶نازک‌دلم شکایت سنگ جفا نکرد
  4. شمارهٔ ۴۸۷تا مرا دربه‌در نگرداند
  5. شمارهٔ ۴۸۸غم هجر تو چه گویم که چه با جانم کرد
  6. شمارهٔ ۴۸۹هجر خونخوار شد چه باید کرد
  7. شمارهٔ ۴۹۰کی ز جور حبیب می‌نالد
  8. شمارهٔ ۴۹۱ز بزم غیر چو مست و خراب می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.