پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

در عشق خوار و زارتر از من کسی نبود

بی‌قدر و بی‌وقارتر از من کسی نبود

اول مرا ز جمله اسیران زدی به تیغ

گویا گناهکارتر از من کسی نبود

بردی نخست گرد من از کویش ای نسیم

شاید که خاکسارتر از من کسی نبود

صرف جراحت دگران ساختی نمک

با آنکه دلفگارتر از من کسی نبود

زلف تو شاهد است که پیش از زمان خط

آشفته روزگارتر از من کسی نبود

امروز کس به خواری من نیست پیش یار

دی صاحب اعتبارتر از من کسی نبود

گشتم بسی به گرد مصیبت‌رسیده‌ها

دیدم که سوگوارتر از من کسی نبود

کردی تو سست عهد مرا ورنه پیش ازین

بر عهد استوارتر از من کسی نبود

جا در میان بزم تو کردم ز فیض عشق

رفت آنکه برکنارتر از من کسی نبود

واقف تمام نامهٔ اعمال خلق را

دیدم سیاه‌کارتر از من کسی نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شد
  2. شمارهٔ ۴۵۹دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شد
  3. شمارهٔ ۴۶۰بس کن ای دل که ازین گریه و زاری چه شود
  4. شمارهٔ ۴۶۱از کلبه‌ام آن سیل جفا را که خبر کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۲با تو کی جنگ می‌توانم کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۳دل ریش شد و سینه فگار است ببینید
  7. شمارهٔ ۴۶۴دل بی‌توام ز سیر چمن وا نمی‌شود
  8. شمارهٔ ۴۶۵ابنای جنس ما را فرزانه آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.