پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۷

در به در دل ز بینوایی شد

جام جم کاسهٔ گدایی شد

دل ز سنگ جفا درست شکست

فارغ از مومیایی شد

گل داغت به فرق من چون شمع

سروسامان خودنمایی شد

واقف امروز برکشم رنگی

دستش از خون من حنایی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۹دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شد
  2. شمارهٔ ۴۶۰بس کن ای دل که ازین گریه و زاری چه شود
  3. شمارهٔ ۴۶۱از کلبه‌ام آن سیل جفا را که خبر کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۲با تو کی جنگ می‌توانم کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۳دل ریش شد و سینه فگار است ببینید
  6. شمارهٔ ۴۶۴دل بی‌توام ز سیر چمن وا نمی‌شود
  7. شمارهٔ ۴۶۵ابنای جنس ما را فرزانه آفریدند
  8. شمارهٔ ۴۶۶مرا آن روز گریان آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.