پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

با تو کی جنگ می‌توانم کرد

گر خورم بنگ می‌توانم کرد

دیده‌ام گونه گونه درد و الم

گریه صد رنگ می‌توانم کرد

گر توام حکم ناله فرمایی

به صد آهنگ می‌توانم کرد

دارم از گریه مثقب الماس

رخنه در سنگ می‌توانم کرد

گرچه نی خشک گشت و پشت خمید

ناله چون جنگ می‌توانم کرد

من به یاد دهان یار معاش

با دل تنگ می‌توانم کرد

صبر از لعل او کنم واقف

گر دل از سنگ می‌توانم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴دل بی‌توام ز سیر چمن وا نمی‌شود
  2. شمارهٔ ۴۶۵ابنای جنس ما را فرزانه آفریدند
  3. شمارهٔ ۴۶۶مرا آن روز گریان آفریدند
  4. شمارهٔ ۴۶۷یار صاحب‌مذاق می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۶۸به روی بستر افگندی نزارم این‌چنین باشد
  6. شمارهٔ ۴۶۹آه یار اجر جفای من ناشاد نداد
  7. شمارهٔ ۴۷۰ای دل ز سوختن اثری داشتی چه شد
  8. شمارهٔ ۴۷۱ز دیرین محرمان کس درد پنهانم نمی‌داند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.