پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۰

ای دل ز سوختن اثری داشتی چه شد

با داغ همچو شمع سری داشتی چه شد

این تیغ یار بهر چه از ما بریده‌ای

با ما دو روز شد که سری داشتی چه شد

پهلونشین غیر شدی ای خدنگ یار

گاهی به سوی ما گذری داشتی چه شد

اکنون به سنگ آمده تیر تو پیش ازین

ای ناله در دلش اثری داشتی چه شد

با من که سرمه ساخته بخت سیه مرا

ای نور چشم من نظری داشتی چه شد

بی‌تابی از دو روز ز حد می‌بری دلا

زین پیش صبر هم قدری داشتی چه شد

واقف چرا به خوش پسران مبتلا شدی

از اشک طفل سیمبری داشتی چه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۲اگر زاریم می‌شنیدی چه می‌شد
  2. شمارهٔ ۴۷۳شب همچو بلبلم همه شب کار شور بود
  3. شمارهٔ ۴۷۴دلم از جلوه‌اش خراب شود
  4. شمارهٔ ۴۷۵خوبان که دوای دل بیمار فروشند
  5. شمارهٔ ۴۷۶با صبا گرد کوی یار رسید
  6. شمارهٔ ۴۷۷تا به یک از تو برین غمزده بیداد رود
  7. شمارهٔ ۴۷۸عشق و رشک و آه و اشک و داغ و درد
  8. شمارهٔ ۴۷۹دادیم سر به تیغش کاری که بود این بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.