پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

عشق و رشک و آه و اشک و داغ و درد

کرد با جان و دل من آنچه کرد

سوزش داغ مرا تسکین نداد

شد دلم از مرهم کافور سرد

خاک کویش هر کجا آرد نسیم

می‌رود صد چون عبیر آنجا به گرد

سیر دفتر خانهٔ حق را بکن

خوب بنگر نیست باطل هیچ فرد

رنگ و بوی آن ذقن نازم که سیب

می‌شود پیشش ز خجلت سرخ و زرد

یا بیا تا من بگردم گرد تو

یا برو گرد دلم دیگر مگرد

رفت مجنون من کوفتم جای او

جانشین مرد نبود غیر مرد

جبر و قدر از من چه می‌پرسی مپرس

نیستم واقف من از شطرنج و نرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰به خونریزی از غم دل ما نشیند
  2. شمارهٔ ۴۸۱شوخ من عالم دل‌ها نه به شکر گیرد
  3. شمارهٔ ۴۸۲پیک اشکم دویده می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۸۳داریم یوسفی که به خوابش کسی ندید
  5. شمارهٔ ۴۸۴با من مبتلا چه خواهی کرد
  6. شمارهٔ ۴۸۵گذارش گر سوی گلزار با آن چشم مست افتد
  7. شمارهٔ ۴۸۶نازک‌دلم شکایت سنگ جفا نکرد
  8. شمارهٔ ۴۸۷تا مرا دربه‌در نگرداند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.