پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

زارنالی من زار شنیدن دارد

نغمه‌ای هست درین تار شنیدن دارد

سخن عشق سراپا مزه باشد همدرد

بیش و کم اندک و بسیار شنیدن دارد

گرچه نتوان سخن تلخ شنیدن ز کسی

لیک ازان لعل شکربار شنیدن دارد

ای که بسیار شنیدی سخن بی‌دردان

درد دل می‌کنم اظهار شنیدن دارد

کرده آهنگ نوی درد تو تعلیم مرا

ناله‌ای می‌کنم این‌بار شنیدن دارد

هست ناصاف مشام طلب ما ورنه

بوی یار از در و دیوار شنیدن دارد

ماجرایی است کزان جمله نمک می‌ریزد

سرگذشت دل افگار شنیدن دارد

واقف آزرده نباشی ز ملامت‌گویان

هرچه گویند به ناچار شنیدن دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷در به در دل ز بینوایی شد
  2. شمارهٔ ۴۵۸درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شد
  3. شمارهٔ ۴۵۹دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شد
  4. شمارهٔ ۴۶۰بس کن ای دل که ازین گریه و زاری چه شود
  5. شمارهٔ ۴۶۱از کلبه‌ام آن سیل جفا را که خبر کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۲با تو کی جنگ می‌توانم کرد
  7. شمارهٔ ۴۶۳دل ریش شد و سینه فگار است ببینید
  8. شمارهٔ ۴۶۴دل بی‌توام ز سیر چمن وا نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.