پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

تن من از تب و جانم ز تاب می‌سوزد

ز دل مپرس که در اصطراب می‌سوزد

به حیرتم که ز من چون نهفته می‌داری

رخی که شعلهٔ رنگش نقاب می‌سوزد

فتاده است دو جا آتشم چه چاره کنم

قرار در دل و در دیده خواب می‌سوزد

دلم در آتش و تو مست بادهٔ نازی

خبر بگیر وگرنه کباب می‌سوزد

فروغ روی تو آتش زده است در دل من

ستاره سوخته از ماهتاب می‌سوزد

ازین گناه که شد چهره با تو آیینه

به پیش روی تو در آفتاب می‌سوزد

درآ به خانهٔ من شهسوار من روزی

در انتظار تو چشم رکاب می‌سوزد

مرا ز حسرت پیکان او جگر داغ است

چو تشنه کز پی یک قطره آب می‌سوزد

دلم خوش است به ناز و عتاب او هرچند

ز ناز می‌کشد و در عتاب می‌سوزد

کباب شد دل من واقف از غم عرفی

«که توبه کرده و بهر شراب می‌سوزد»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵زارنالی من زار شنیدن دارد
  2. شمارهٔ ۴۵۶در عشق خوار و زارتر از من کسی نبود
  3. شمارهٔ ۴۵۷در به در دل ز بینوایی شد
  4. شمارهٔ ۴۵۸درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شد
  5. شمارهٔ ۴۵۹دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شد
  6. شمارهٔ ۴۶۰بس کن ای دل که ازین گریه و زاری چه شود
  7. شمارهٔ ۴۶۱از کلبه‌ام آن سیل جفا را که خبر کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۲با تو کی جنگ می‌توانم کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.