پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

بی‌تو ام بس که ز دل آه حزین برخیزد

هر که بنشست به من شاد غمین برخیزد

سرمه گشتم ز سیه‌بختی و رفتم بر باد

هر که از چشم تو افتاد چنین برخیزد

می‌شود ابر و کند گریه برین خاک نشین

هر غباری که به کویت ز زمین برخیزد

خال آن گوشهٔ ابرو چه بدیدم گفتم

ای بسا فتنه برین گوشه‌نشین برخیزد

هر کسی را نفتد چون تو غزالی در دام

به که صیاد دل ما ز کمین برخیزد

جوهر و تیغ به هم نسبت ذاتی دارند

نیست ممکن که ز ابروی تو چین برخیزد

خستهٔ عشق تو را غم چقدر دلسوز است

که ز بالین نفس بازپسین برخیزد

هر که بر خاک درش نقش سجودش بنشست

می‌تواند ز سر تخت و نگین برخیزد

زار نالیدن مرغ قفس از خویشم بود

بی‌اثر نیست نوایی که حزین برخیزد

گر چنین غم شود از صحبت ما دیوانه

شور از سلسلهٔ چین جبین برخیزد

برگرفتم که بر آتش بنشینم لیکن

تو ندانی که دلت از سر کین برخیزد

واقف از خوی بدش این همه دلتنگ مباش

احتمال است که چینش ز جبین برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲می‌زنی بر دل من سنگ جفا شرمت باد
  2. شمارهٔ ۴۵۳تن من از تب و جانم ز تاب می‌سوزد
  3. شمارهٔ ۴۵۴دلم سخت بیزاری از خانه دارد
  4. شمارهٔ ۴۵۵زارنالی من زار شنیدن دارد
  5. شمارهٔ ۴۵۶در عشق خوار و زارتر از من کسی نبود
  6. شمارهٔ ۴۵۷در به در دل ز بینوایی شد
  7. شمارهٔ ۴۵۸درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شد
  8. شمارهٔ ۴۵۹دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.