پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

بتگران چون صنم تراشیدند

صنمی چون تو کم تراشیدند

خط کشیدند بر جریدهٔ مهر

نوخطان چون قلم تراشیدند

عشق بالاتر از مقولات است

عاقلان کیف و کم تراشیدند

دل سخت تو کعبهٔ دل‌هاست

که ز سنگ حرم تراشیدند

اصل عیش جهان به‌جز غم نیست

فربهی از درم تراشیدند

پاره‌ای از سفال میکده بود

که ازان جام جم تراشیدند

مهر او را ز کین برآوردند

لطف او از ستم تراشیدند

دردمندان او ز خوبی طبع

لذتی از الم تراشیدند

کلک واقف به وصف چشم بتان

طرفه جادو رقم تراشیدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳دوش پیکان خود از سینهٔ من یار کشید
  2. شمارهٔ ۴۲۴در چمن چون بی‌دلان آه فغان برداشتند
  3. شمارهٔ ۴۲۵این‌چنین گر ستم از دست تو بر دل برود
  4. شمارهٔ ۴۲۶با تو ناآشنا کسی چه کند
  5. شمارهٔ ۴۲۷چشم او عربده‌ساز است چه می‌باید کرد
  6. شمارهٔ ۴۲۸دل دگر از یاد سروی گریه پیرا می‌شود
  7. شمارهٔ ۴۲۹ناتوانی که طلبکار تو باشد چه کند
  8. شمارهٔ ۴۳۰به هواداری زلفت چو صبا برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.