پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید

ترسم افسرده شود آتش من یاد کنید

تلخ شد عیش من از حسرت خواب شیرین

همدمان پیش من افسانهٔ فرهاد کنید

چند در بند شما خون شودم دل خوبان

چون قبا را بگشایید مرا یاد کنید

کی بود صورت آن شوخ کشیدن آسان

قلم مژگان ز موی پریزاد کنید

تنگدل مرده‌ام از دست شما غنچه‌لبان

به گل فاتحه‌ای روح مرا شاد کنید

خوبرویان چه شود گر نفسی آیینه‌وار

خانهٔ واقف حیرت‌زده آباد کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱بتگران چون صنم تراشیدند
  2. شمارهٔ ۴۲۲دلم در سینه کز داغ غم جانانه می‌سوزد
  3. شمارهٔ ۴۲۳دوش پیکان خود از سینهٔ من یار کشید
  4. شمارهٔ ۴۲۴در چمن چون بی‌دلان آه فغان برداشتند
  5. شمارهٔ ۴۲۵این‌چنین گر ستم از دست تو بر دل برود
  6. شمارهٔ ۴۲۶با تو ناآشنا کسی چه کند
  7. شمارهٔ ۴۲۷چشم او عربده‌ساز است چه می‌باید کرد
  8. شمارهٔ ۴۲۸دل دگر از یاد سروی گریه پیرا می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.