پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۸

یعقوب اگر به بیت حزن گریه می‌کند

دل از غمت به سینهٔ من گریه می‌کند

برقی به جان من زده عشقت که زیر خاک

بر حالمن چو بر کفن گریه می‌کند

بلبل ز بس که یافته همدرد خود مرا

هرگه برون روم ز چمن گریه می‌کند

با من کسی شریک غم از بی‌کسی نشد

جز دل که او به پهلوی من گریه می‌کند

گفتی که بر دلت بنهم داغ تازه‌ای

او خود ز دست داغ کهن گریه می‌کند

واقف ز درد حسرت بوسیدن لبش

میناصفت ز راه دهن گریه می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۰بلا زان چشم فتان می‌گریزد
  2. شمارهٔ ۴۲۱بتگران چون صنم تراشیدند
  3. شمارهٔ ۴۲۲دلم در سینه کز داغ غم جانانه می‌سوزد
  4. شمارهٔ ۴۲۳دوش پیکان خود از سینهٔ من یار کشید
  5. شمارهٔ ۴۲۴در چمن چون بی‌دلان آه فغان برداشتند
  6. شمارهٔ ۴۲۵این‌چنین گر ستم از دست تو بر دل برود
  7. شمارهٔ ۴۲۶با تو ناآشنا کسی چه کند
  8. شمارهٔ ۴۲۷چشم او عربده‌ساز است چه می‌باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.