پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

تا چند بر من از تو بیداد رفته باشد

یک مشت خاک تا کی بر باد رفته باشد

بعد از وفات بفرست بر روح من درودی

مپسند کز حریمت ناشاد رفته باشد

خونم بشست از دست شاید که وعدهٔ قتل

آن یار بی‌وفا را از یاد رفته باشد

آنجا که قامت او برپا کند قیامت

صد کوه صبر و طاقت بر باد رفته باشد

از اضطراب واقف در دام مرد صیدم

دلگیر از سر من صیاد رفته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸یعقوب اگر به بیت حزن گریه می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۱۹پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید
  3. شمارهٔ ۴۲۰بلا زان چشم فتان می‌گریزد
  4. شمارهٔ ۴۲۱بتگران چون صنم تراشیدند
  5. شمارهٔ ۴۲۲دلم در سینه کز داغ غم جانانه می‌سوزد
  6. شمارهٔ ۴۲۳دوش پیکان خود از سینهٔ من یار کشید
  7. شمارهٔ ۴۲۴در چمن چون بی‌دلان آه فغان برداشتند
  8. شمارهٔ ۴۲۵این‌چنین گر ستم از دست تو بر دل برود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.